خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و جمال معشوق میپردازد. شاعر از زخمهای عشق، زیبایی یوسفگونه معشوق، و حالات عاشقانه سخن میگوید و به نمادهایی مانند چشمان یعقوب و مجنون اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰۰۸ - که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش ۱
هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارم
که برنیامده ازخانه کمان تیرش ۲
هنوز شیوه چین جبین نمی داند
هنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش ۳
به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمان
کنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش ۴
به گرد تربت مجنون که می تواند گشت؟
هنوز شمع مزارست دیده شیرش ۵
که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش ۱
هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارم
که برنیامده ازخانه کمان تیرش ۲
هنوز شیوه چین جبین نمی داند
هنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش ۳
به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمان
کنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش ۴
به گرد تربت مجنون که می تواند گشت؟
هنوز شمع مزارست دیده شیرش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۰۷ - چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۰۹ - مگر ز موج شراب است رشته سازش؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.