خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، ویژگیهای معشوق را توصیف میکند. از جمله زیبایی چهره، خال، موها، نگاه و قامت معشوق. همچنین به موضوع عشق و هنر اشاره شده و از فرهاد به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد شده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات تاریخی یا ادبی (مانند اشاره به فرهاد) برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۰۵۰ - حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
خال تو دانه ای است که دام است ریشه اش ۱
روی تو آتشی است که زلف است دود او
شیری است غمزه تو که دلهاست بیشه اش ۲
سروی است قامت تو که ازجای می کند
در هر دلی که پنجه فرو برد ریشه اش ۳
دست از هنر چگونه نشوید کسی به خون ؟
فرهاد را ز پای درآورد تیشه اش ۴
چون اختیار پیشه و شغل دگر کند؟
صائب که شد ز روز ازل عشق پیشه اش ۵
خال تو دانه ای است که دام است ریشه اش ۱
روی تو آتشی است که زلف است دود او
شیری است غمزه تو که دلهاست بیشه اش ۲
سروی است قامت تو که ازجای می کند
در هر دلی که پنجه فرو برد ریشه اش ۳
دست از هنر چگونه نشوید کسی به خون ؟
فرهاد را ز پای درآورد تیشه اش ۴
چون اختیار پیشه و شغل دگر کند؟
صائب که شد ز روز ازل عشق پیشه اش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۴۹ - هردل که داغدار شود از نظاره اش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۵۱ - هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.