خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غرور و استقلال خود سخن میگوید، بیان میکند که از تعلقات دنیوی بینیاز است و به وحدانیت و عرفان گرایش دارد. او از تلاطمهای درونی و عشق و فراق نیز میگوید و در نهایت اشاره میکند که صائب (شاید اشاره به صائب تبریزی) او را به عالم بالا راهنمایی کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند غرور و فراق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۰۶۴ - همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
آسوده از کشاکش خلقم ز زور خویش ۱
از آفتاب اگر به سرم تاج زر نهند
سر درنیاورم به فلک ازغرور خویش ۲
چون کرم شبچراغ،زراندودآتشم
مستغنی ازستاره و ماهم زنورخویش ۳
حیرات مرا به عالم وحدت کشیده است
نتوان زمن گرفت به کثرت حضور خویش ۴
سیلاب با تلاطم دریا چه می کند؟
پروای شور حشر ندارم ز شور خویش ۵
نه تاب وصل دارد و نه طاقت فراق
درمانده ام به دست دل ناصبور خویش ۶
صائب مرا به عالم بالا دلیل شد
در زیر بار منتم از فکر دور خویش ۷
آسوده از کشاکش خلقم ز زور خویش ۱
از آفتاب اگر به سرم تاج زر نهند
سر درنیاورم به فلک ازغرور خویش ۲
چون کرم شبچراغ،زراندودآتشم
مستغنی ازستاره و ماهم زنورخویش ۳
حیرات مرا به عالم وحدت کشیده است
نتوان زمن گرفت به کثرت حضور خویش ۴
سیلاب با تلاطم دریا چه می کند؟
پروای شور حشر ندارم ز شور خویش ۵
نه تاب وصل دارد و نه طاقت فراق
درمانده ام به دست دل ناصبور خویش ۶
صائب مرا به عالم بالا دلیل شد
در زیر بار منتم از فکر دور خویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶۳ - پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶۵ - سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.