هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، صبر و رنج در راه معشوق، و ناامیدی از دنیای مادی می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی متعالی یاد می‌کند که با وجود رنج‌ها و سختی‌ها، ارزش دنبال کردن را دارد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند گذشت زمان، بی‌ثمری تلاش‌های دنیوی و آرزوی وصال معشوق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۵۱۴۸ - سخن عشق مدار از دل افگار دریغ

سخن عشق مدار از دل افگار دریغ
که ندارند چراغ از سر بیمار دریغ ۱

قطره را سلسله موج رساند به محیط
دل مدارید ازان طره طرار دریغ ۲

آن سبکروح درین راه به معراج رسد
که ندارد سر خود از قدم یار دریغ ۳

آب آن نرگس بیمار بغیر از خون نیست
آب زنهار مدارید ز بیمار دریغ ۴

مکن ازلاله رخان نقد روان را امساک
آب خود را نتوان داشت ز گلزار دریغ ۵

خاکساران ز تو محروم چرا می باشند؟
نیست چون پرتو مهر از درو دیوار دریغ ۶

نر هاندیم ازین جسم گرانجان دل را
ماند این گنج نهان درته دیوار دریغ ۷

نیست جز بی ثمری حاصل پیوند جهان
برگ این نخل ز افسوس بود، بار دریغ ۸

روزی بیهده گویان جهان است افسوس
هیچ خاموشی نخورده است به گفتار دریغ ۹

ماند در سلسله طول امل گوهر دل
مهره خود نربودیم ازین مار دریغ ۱۰

از گران محملی خواب زمین گیر شدیم
نرسیدیم به آن قافله سالار دریغ ۱۱

گر چه گردید دوتاقامت ما چون صیقل
تیغ خود را نزدودیم ز زنگار دریغ ۱۲

گر چه صد غوطه درین قلزم خونخوار زدیم
ره نبردیم به آن گوهر شهوار دریغ ۱۳

چون نکردی دل خود صاف ز زنگار، مدار
سنگ راباری ازین آینه تار دریغ ۱۴

گر چه ازخامه من شعر با معراج رسید
حیف ازان عمر که شد صرف درین کار دریغ ۱۵

چاک شد چون صدف از فکر دل ما و ندید
روی گرمی گهر ما ز خریدار دریغ ۱۶

خورد خون من و از تنگی فرصت صائب
خون خود را نگرفتم ز لب یار دریغ ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۴۷ - می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار
گوهر بعدی:غزل ۵۱۴۹ - چنان که بلبل مسکین بود خزان درباغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.