هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساس شرم و خجالت از ناتوانی‌ها و کمبودهای شخصی است. شاعر از تأثیر ناکام تربیت عشق در دلش، بی‌برگی و ناتوانی در برابر مشکلات، و شرم از نادانی و ناتوانی‌های خود سخن می‌گوید. همچنین، او به شرم از رفتارهای نادرست و عواقب آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مورد استفاده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۲۴۸ - نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل

نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
که خود حساب نمی گردد از حساب خجل ۱

نکرد تربیت عشق در دلم تاثیر
چو تخم سوخته گردیدم از سحاب خجل ۲

چنین که من خجل از سایلم ز بی برگی
ز تشنگان نبود موجه سراب خجل ۳

ز سنگ ناوک ابرام بر نمی گردد
گدا نمی شود از سختی جواب خجل ۴

پس ازتمام شدن ازچه روی می کاهد
ز نور عاریه گر نیست ماهتاب خجل ۵

دهد گشودن لب انفعال نادان را
که هست خانه مفلس ز فتح باب خجل ۶

ز خط به چشم هوسناک شد جهان تاریک
که کور فهم شد زود ازکتاب خجل ۷

نظاره اش به نظر اشک گرم می آرد
شد از عذار تو از بس که آفتاب خجل ۸

جواب آن غزل حافظ است این صائب
که کس مباد ز کردار ناصواب خجل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۴۷ - گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال
گوهر بعدی:غزل ۵۲۴۹ - چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.