هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناکامی‌ها، آرزوهای برآورده نشده و تأملات فلسفی درباره زندگی است. شاعر از تجربیات شخصی خود مانند تلاش برای کسب گوهر وجود، تحمل رنج‌ها، و انتظارات بربادرفته سخن می‌گوید. همچنین، او به مفاهیمی مانند تقدیر، عشق، و مرگ اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۳۳۶ - چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم
گر به دندان می گرفتم عقد گوهر داشتم ۱

بستر وبالین من بود از پروبال هما
تا درین بستانسرا سر در ته پرداشتم ۲

دامن پاک قیامت را چرا در خون کشم
من که زخم از خنده خود همچو گل برداشتم ۳

تیرم از تسخیر آن آیینه رو آمد به سنگ
من که در پیشانی اقبال سکندر داشتم ۴

کار روغن می کند با شعله بیباک آب
شد زیاد از تیغ او شوری که در سر داشتم ۵

پای سیرم خشک گردید از غرور زهد کاش
بادبانی چون حباب از دامن ترداشتم ۶

نشتر از نامردمی در پرده چشمم شکست
از ره هر کس به مژگان خار و خس برداشتم ۷

سبزه خط زهر قاتل شد بر آن تیغ نگاه
من به این فصل بهار امید دیگرداشتم ۸

آه سردی بود کز دل از ندامت جسته بود
سایه بیدی که در صحرای محشر داشتم ۹

از رگ خامی همان در پیچ و تابم گرچه من
بستر وبالین زآتش چون سمندر داشتم ۱۰

هرگز از وحشت نیاسودم درین آرامگاه
تکیه بر شمشیر از پهلوی لاغر داشتم ۱۱

چون سبو در گردن می شد حمایل عاقبت
دست کوتاهی که دایم در ته سر داشتم ۱۲

بی نیاز از خلق از دست دعای خود شدم
حاصل عالم ازین یک کف زمین برداشتم ۱۳

طوطی من صائب از گفتار شکر می فشاند
تا ز عشق آیینه رویی در برابر داشتم ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۳۵ - من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۳۷ - شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.