هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوها و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. او از بی‌خودی و دوری از خود، فقدان وفا و محبت در جهان، و آرزوی رسیدن به جایگاه بالاتر می‌گوید. همچنین، از رنج‌های عشق و بی‌زبانی در ابراز احساسات یاد می‌کند و در نهایت به پذیرش تقدیر و نیاز به آرامش درونی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی‌های عاطفی و تفکرات انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۵۳۴۴ - گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم

گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم
می شدم بیرون ز خود چندان که پا می داشتم ۱

نرمی ره شد چو محفل تاروپود خواب من
جای گل ای کاش آتش زیر پا می داشتم ۲

کاسه من هم اگر بی مغز می بود از ازل
بهره ای از سایه بال هما می داشتم ۳

دست ازین دار فنا گر می توانستم کشید
کرسی افلاک را در زیر پا می داشتم ۴

قسمت آتش نمی شد خرده من همچو گل
گر درین گلزار بویی از وفا می داشتم ۵

پرده بیگانگی شد پاکدامانی مرا
ورنه من هم راه حرف آشنا می داشتم ۶

بی زبانی حلقه بیرون در دارد مرا
ورنه در گیسوی او چون شانه جا می داشتم ۷

عاقبت زد برزمینم آن که از روی نیاز
سالها بر روی دستش چون دعا می داشتم ۸

گوشه دل گر نمی شد پرده دار گوهرم
من درین دریای پرشورش کجا می داشتم ۹

عشرت روی زمین می بود صائب زان من
جای پایی گر در اقلیم رضا می داشتم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۴۳ - یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۴۵ - از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.