خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره گمگشتگی، تنهایی، جستجوی معنا و آرزوی رهایی است. او از یافتن نشانه‌هایی از خود و جهان اطرافش سخن می‌گوید، اما در نهایت به ناتوانی در یافتن آرامش و صلح درونی اعتراف می‌کند. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند یوسف، بلبل، باغ، و کعبه است که نمادین هستند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربه و شناخت ادبیات عرفانی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۳۵۴ - از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم

از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
یوسف خود را میان کاروان می یافتم ۱

چشم من از نقش تا بر خامه نقاش بود
برگ عیش نوبهاران از خزان می یافتم ۲

می توانستم به گرد خود حصاری ساختن
خاکساری همچو خود گردرجهان می یافتم ۳

رشته پرواز من تا در کف تسلیم بود
در قفس دایم حضور آشیان می یافتم ۴

بلبلان چون برگ گل از آشیان می ریختند
رخصت یک ناله گر از باغبان می یافتم ۵

روزاول کاش خود را راست می کردم چو تیر
تا خلاصی از کشاکش چون کمان می یافتم ۶

این زمان در کعبه چون سنگ نشانم بیخبر
من که فیض کعبه از سنگ نشان می یافتم ۷

این زمان بیداریم خواب است، ورنه پیش ازین
دولت بیدار در خواب گران می یافتم ۸

ناله تنهایی من باغ را دیوانه کرد
آه اگر هم ناله ای در بوستان می یافتم ۹

گر نمی شد تنگ صائب خلق من ازروزگار
هم درین عالم بهشت جاودان می یافتم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۵۳ - برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۵۵ - شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.