هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان تناقضها و دشواریهای زندگی خود میپردازد. او از ناتوانی در ادعای آزادگی با وجود اسارت، اظهار فقر در وجود هستی، نارضایتی از زندگی، ناتوانی در کمک به دیگران، و شرم از مقایسه خود با موجودات پست سخن میگوید. این اشعار حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۴۱۲ - دعوی گردن فرازی با اسیری چون کنم
دعوی گردن فرازی با اسیری چون کنم
در صف آزاد مردان این دلیری چون کنم ۱
فقر تنها بی فنا چون دعوی بی شاهدست
با وجود هستی اظهار فقیری چون کنم ۲
خوان خالی می شود رسوا چوبی سر پوش شد
نیستم سیر از حیات اظهار سیری چون کنم ۳
عیبجویی زشت و از معیوب باشد زشت تر
سنگ کم دربار دارم بارگیری چون کنم ۴
من که نتوانم گلیم خود بر آوردن ز آب
دیگری را از رفیقان دستگیری چون کنم ۵
گرندارم گوشه ای در فقر عذر من بجاست
از گرفتن عار دارم گوشه گیری چون کنم ۶
نیستم دلگیر اگر آیینه ام در زنگ ماند
من که اهل معنیم صورت پذیری چون کنم ۷
من که از زاغ وزغن صائب خجالت می کشم
بانواسنجان قدسی هم صفیری چون کنم ۸
در صف آزاد مردان این دلیری چون کنم ۱
فقر تنها بی فنا چون دعوی بی شاهدست
با وجود هستی اظهار فقیری چون کنم ۲
خوان خالی می شود رسوا چوبی سر پوش شد
نیستم سیر از حیات اظهار سیری چون کنم ۳
عیبجویی زشت و از معیوب باشد زشت تر
سنگ کم دربار دارم بارگیری چون کنم ۴
من که نتوانم گلیم خود بر آوردن ز آب
دیگری را از رفیقان دستگیری چون کنم ۵
گرندارم گوشه ای در فقر عذر من بجاست
از گرفتن عار دارم گوشه گیری چون کنم ۶
نیستم دلگیر اگر آیینه ام در زنگ ماند
من که اهل معنیم صورت پذیری چون کنم ۷
من که از زاغ وزغن صائب خجالت می کشم
بانواسنجان قدسی هم صفیری چون کنم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۱۱ - ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۱۳ - گر کند آن بیوفا از من جدایی، چون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.