خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، جوانی، پیری، و تجربههای زندگی سخن میگوید. شاعر به عشق جوانی، گذر زمان، و تأثیر اعمال خود بر دیگران اشاره میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند فداکاری، خواب و بیداری، و زندگی برای خلق میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند پیری و مرگ نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
غزل ۵۴۵۰ - چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
شوخ چشمی بین که در پیری جوانی کرده ایم ۱
کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ما
روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم ۲
صد قدم پیش است از ما خاک ره در اعتبار
گرچه در راه تو عمری جانفشانی کرده ایم ۳
سایه ما بر دل یاران گرانی می کند
تا کجا بر خاطر موری گرانی کرده ایم؟ ۴
چون نباشد اول بیداری ما خواب مرگ؟
ما که خواب خویش را در زندگانی کرده ایم ۵
نامرادیهای ما صائب به عالم روشن است
بر مراد خلق دایم زندگانی کرده ایم ۶
شوخ چشمی بین که در پیری جوانی کرده ایم ۱
کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ما
روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم ۲
صد قدم پیش است از ما خاک ره در اعتبار
گرچه در راه تو عمری جانفشانی کرده ایم ۳
سایه ما بر دل یاران گرانی می کند
تا کجا بر خاطر موری گرانی کرده ایم؟ ۴
چون نباشد اول بیداری ما خواب مرگ؟
ما که خواب خویش را در زندگانی کرده ایم ۵
نامرادیهای ما صائب به عالم روشن است
بر مراد خلق دایم زندگانی کرده ایم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۴۹ - چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۵۱ - ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.