هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و فداکاری سخن میگوید، با تصاویری مانند آتش، خورشید، و موجها که نشاندهندهی شور و از خودگذشتگی هستند. شاعر از رهایی و وحدت با هستی میگوید و خود را همچون قربانی این راه میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'آتش' و 'خون' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۵۴۵۸ - ما ز وری آتشین او نقاب افکنده ایم
ما ز وری آتشین او نقاب افکنده ایم
بار اول ما بر این آتش کباب افکنده ایم ۱
نیست چون شبنم و بال دامن گل خون ما
ما سر خود در کنار آفتاب افکنده ایم ۲
خار این صحرا به آب زندگی خود را رساند
ما همان چون موج لنگر در سراب افکنده ایم ۳
جلوه در پیراهن دریای وحدت می کنیم
پرده از روی نفس تا چون حباب افکنده ایم ۴
بار اول ما بر این آتش کباب افکنده ایم ۱
نیست چون شبنم و بال دامن گل خون ما
ما سر خود در کنار آفتاب افکنده ایم ۲
خار این صحرا به آب زندگی خود را رساند
ما همان چون موج لنگر در سراب افکنده ایم ۳
جلوه در پیراهن دریای وحدت می کنیم
پرده از روی نفس تا چون حباب افکنده ایم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۵۷ - روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۵۹ - ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.