هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق ناکام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از خاک آستان معشوق، دعاهای بیپاسخ، و خسارتهای عاطفی مینالد. همچنین، به فقر و ناتوانی خود اشاره کرده و از سوزش عشق و دردسرهای آن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و ناکامی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
غزل ۵۴۹۳ - به ناکامی ز خاک آستانت دردسر بردم
به ناکامی ز خاک آستانت دردسر بردم
دعای طاق ابرویت به محراب دگر بردم ۱
درین مدت که عمر من سرآمد در نظر بازی
چه از خورشید خسارت بغیر از چشم تر بردم ۲
به کوته دستی من خون اگر گریند جا دارد
که من دست تهی چون بهله زان موی کمر بردم ۳
مرا زیبد به سربازان عالم گردن افرازی
که گوی دل زچوگان خم زلفت بدر بردم ۴
برهمن گرمرا سوزد به صندل جای آن دارد
که بر پای صنم تا جبهه سودم دردسر بردم ۵
دعای طاق ابرویت به محراب دگر بردم ۱
درین مدت که عمر من سرآمد در نظر بازی
چه از خورشید خسارت بغیر از چشم تر بردم ۲
به کوته دستی من خون اگر گریند جا دارد
که من دست تهی چون بهله زان موی کمر بردم ۳
مرا زیبد به سربازان عالم گردن افرازی
که گوی دل زچوگان خم زلفت بدر بردم ۴
برهمن گرمرا سوزد به صندل جای آن دارد
که بر پای صنم تا جبهه سودم دردسر بردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹۲ - به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹۴ - غبار هستی خود سرمه چشم فنا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.