هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از رنجها و سختیهایی که در این راه متحمل شده است. او از بند زلف یار، افسونگری، خشکی زبان و لب، و نگاههای خیره میگوید و در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی تسخیرناپذیر توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
غزل ۵۵۱۲ - دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
دل صد پاره خود را به زلف یار می بندم
من این اوراق را شیرازه از زنار می بندم ۱
به چشم خیره رسوا نگاهان برنمی آیم
به افسون گر چه چشم رخنه دیوار می بندم ۲
دم سرد خریداران اگر این چاشنی دارد
شوم گر آب گوهر یخ درین بازار می بندم ۳
زبان در کام چون پیکانم از خشکی نمی گردد
لب خشک از تکلم چون لب سوفار می بندم ۴
ز چشمم روی می تابد ز حرفم گوش می گیرد
نگه در چشم می دزدم لب از گفتار می بندم ۵
ز تسخیر مزاح سرکش او عاجزم ور نه
به تردستی شعله را با خار می بندم ۶
کمر در خون من صد عندلیب مست می بندد
گل داغی اگر بر گوشه دستار می بندم ۷
فرستم نامه چون صائب به آن سنگین دل کافر
به بال نامه بر با رشته زنار می بندم ۸
من این اوراق را شیرازه از زنار می بندم ۱
به چشم خیره رسوا نگاهان برنمی آیم
به افسون گر چه چشم رخنه دیوار می بندم ۲
دم سرد خریداران اگر این چاشنی دارد
شوم گر آب گوهر یخ درین بازار می بندم ۳
زبان در کام چون پیکانم از خشکی نمی گردد
لب خشک از تکلم چون لب سوفار می بندم ۴
ز چشمم روی می تابد ز حرفم گوش می گیرد
نگه در چشم می دزدم لب از گفتار می بندم ۵
ز تسخیر مزاح سرکش او عاجزم ور نه
به تردستی شعله را با خار می بندم ۶
کمر در خون من صد عندلیب مست می بندد
گل داغی اگر بر گوشه دستار می بندم ۷
فرستم نامه چون صائب به آن سنگین دل کافر
به بال نامه بر با رشته زنار می بندم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۱۱ - برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱۳ - به پیغام زبانی از دهان یار خرسندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.