هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال آرامش و رهایی از درد و رنج است. او خواهان دلی آرام، زبانی خاموش و سری فارغ از افکار دنیوی است. شاعر از دنیای بی‌حاصل و مردم ساده‌لوح شکایت دارد و به دنبال معنایی عمیق‌تر در زندگی است. او آرزوی همراهی در راه طلب را دارد، اما نه هر همراهی، بلکه رفیقی که در این راه فرسوده شده باشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۵۹۲ - رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم

رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم
دلی چون دیده قربانیان آسوده می خواهم ۱

زبانی سر به مهر خامشی چون غنچه پیکان
سری فارغ ز فکر بوده و نابوده می خواهم ۲

ز صد رهرو به پیمودن یکی منزل نمی یابد
من از منزل نشان در راه ناپیموده می خواهم ۳

ندارد ساده لوحی همچو من دنیای بی حاصل
که روی مطلب از آیینه نزدوده می خواهم ۴

ز گلزاری که چون باد صبا صد پرده در دارد
من از مشکل پسندی غنچه نگشوده می خواهم ۵

زهی غفلت که از ماتم سرای چرخ مینایی
دل خوش، جان بی غم، خاطر آسوده می خواهم ۶

ز آهویی که نتوان یافت از شوخی غبارش را
من از غفلت برای زخم، مشک سوده می خواهم ۷

نمی آید ز من همراهی هر نو سفر صائب
رفیقی پای در راه طلب فرسوده می خواهم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۹۱ - نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۹۳ - زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.