هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر حالتی از عشق و جنون است که شاعر در دام عشق و زیبایی معشوق گرفتار شده و از این وضعیت رنج میبرد. او از بیقیدی و سستعنصری خود شکایت دارد و احساس میکند که در چاه مکر و فریب افتاده است. شعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی شاعر را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۶۶۹ - از غم زلف تو در دام بلا افتادیم
از غم زلف تو در دام بلا افتادیم
چه هوا در سر ما بود و کجا افتادیم ۱
بوی پیراهن مصریم که از بی قیدی
در گریبان گل و جیب صبا افتادیم ۲
پوست بر پیکر ارباب جنون زندان است
سستی ماست که در بند قبا افتادیم ۳
همچنان منتظر سرزنش خار و خسیم
گر چه چون آبله در هر ته پا افتادیم ۴
خضر توفیق بود تشنه تنها گردان
بی سبب در عقب راهنما افتادیم ۵
تکیه بر عقل مکن پیش زنخدان بتان
که درین چاه مکرر به عصا افتادیم ۶
موجه سبزه زنگار گذشت از سر ما
تا از آن آینه رخسار جدا افتادیم ۷
صائب افسانه زلفش به جنون انجامید
در کجا بود حکایت، به کجا افتادیم ۸
چه هوا در سر ما بود و کجا افتادیم ۱
بوی پیراهن مصریم که از بی قیدی
در گریبان گل و جیب صبا افتادیم ۲
پوست بر پیکر ارباب جنون زندان است
سستی ماست که در بند قبا افتادیم ۳
همچنان منتظر سرزنش خار و خسیم
گر چه چون آبله در هر ته پا افتادیم ۴
خضر توفیق بود تشنه تنها گردان
بی سبب در عقب راهنما افتادیم ۵
تکیه بر عقل مکن پیش زنخدان بتان
که درین چاه مکرر به عصا افتادیم ۶
موجه سبزه زنگار گذشت از سر ما
تا از آن آینه رخسار جدا افتادیم ۷
صائب افسانه زلفش به جنون انجامید
در کجا بود حکایت، به کجا افتادیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۶۸ - ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۷۰ - صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.