خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از رنجها و دردهای خود سخن میگوید، از تاریکی و ظلمت زندگی خود یاد میکند و از ناکامیها و شکایتهای خود مینالد. او از بیآبی و خشکی روح خود میگوید و آرزوی رسیدن به آرامش و وحدت دارد. با وجود تلاطمهای زندگی، هنوز امیدوار است و به دنبال راهی برای رهایی میگردد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۷۰۱ - به توبه راهنمون گشت باده نابم
به توبه راهنمون گشت باده نابم
کمند دولت بیدار شد رگ خوابم ۱
مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببرید
که زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم ۲
به پای خم برسانید سجده ای از من
که زنده در ته دیوار کرد محرابم ۳
چه عقده وا شود از دل به زهد خشک مرا
چه دانه خرد کند آسیای بی آبم ۴
به حکمت از لب من مهر خامشی بردار
که پر چو کوزه سربسته از می نابم ۵
من رمیده کجا تنگنای چرخ کجا
حریف شیشه سر بسته نیست سیمابم ۶
ز من تلاطم این بحر بیکنار مپرس
که خوشتر از کمر وحدت است گردابم ۷
شده است یک گره از پیچ و تاب رشته من
هنوز چرخ سبکدست می دهد تابم ۸
نشد به یار رسد نامه شکایت من
غبار گشت به نزدیک بحر سیلابم ۹
زبان شکوه بود سبزه تخم سوخته را
از آن نمی دهد این چرخ شیشه دل آبم ۱۰
ز چشم شور فلک امن نیستم صائب
و گر نه در گذر سیل می برد خوابم ۱۱
کمند دولت بیدار شد رگ خوابم ۱
مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببرید
که زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم ۲
به پای خم برسانید سجده ای از من
که زنده در ته دیوار کرد محرابم ۳
چه عقده وا شود از دل به زهد خشک مرا
چه دانه خرد کند آسیای بی آبم ۴
به حکمت از لب من مهر خامشی بردار
که پر چو کوزه سربسته از می نابم ۵
من رمیده کجا تنگنای چرخ کجا
حریف شیشه سر بسته نیست سیمابم ۶
ز من تلاطم این بحر بیکنار مپرس
که خوشتر از کمر وحدت است گردابم ۷
شده است یک گره از پیچ و تاب رشته من
هنوز چرخ سبکدست می دهد تابم ۸
نشد به یار رسد نامه شکایت من
غبار گشت به نزدیک بحر سیلابم ۹
زبان شکوه بود سبزه تخم سوخته را
از آن نمی دهد این چرخ شیشه دل آبم ۱۰
ز چشم شور فلک امن نیستم صائب
و گر نه در گذر سیل می برد خوابم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۰۰ - چو بید اگر چه درین باغ بی بر آمده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۷۰۲ - ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.