خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از جدایی از دنیای مادی و رسیدن به مقام رضا و آرامش درونی سخن میگوید. او از وفاداری مانند شبنم و بیوفایی مانند گل یاد میکند و از عشق و دیوانگی در راه معشوق میگوید. در نهایت، شاعر به پایان زندگی خود اشاره میکند و اینکه چگونه با سخن و شعر آشنا شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به عشق و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
غزل ۵۷۹۷ - از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
از دست روزگار برون چون دعا شدم ۱
آورد روی عشرت روی زمین به من
تا قانع از جهان به مقام رضا شدم ۲
چون آب تیغ بود وفادار، شبنمم
آویختم به دامن گل بیوفا شدم ۳
دست نسیم و پای صبا در نگار بود
در گلشنی که من به هوای تو وا شدم ۴
بر کوه و دشت جلوه من جای تنگ داشت
چون سیل در محیط تو بی دست و پا شدم ۵
داغ است نوبهار ز فیض جنون من
دیوانه شد به هر که دو روز آشنا شدم ۶
در طبع بردبار هدف سرکشی نبود
چون تیر من زکجروی خود خطا شدم ۷
صائب به زیر تیغ سرآمد حیات من
زان دم که چون قلم به سخن آشنا شدم ۸
از دست روزگار برون چون دعا شدم ۱
آورد روی عشرت روی زمین به من
تا قانع از جهان به مقام رضا شدم ۲
چون آب تیغ بود وفادار، شبنمم
آویختم به دامن گل بیوفا شدم ۳
دست نسیم و پای صبا در نگار بود
در گلشنی که من به هوای تو وا شدم ۴
بر کوه و دشت جلوه من جای تنگ داشت
چون سیل در محیط تو بی دست و پا شدم ۵
داغ است نوبهار ز فیض جنون من
دیوانه شد به هر که دو روز آشنا شدم ۶
در طبع بردبار هدف سرکشی نبود
چون تیر من زکجروی خود خطا شدم ۷
صائب به زیر تیغ سرآمد حیات من
زان دم که چون قلم به سخن آشنا شدم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۹۶ - امشب به آه سرد ره خواب می زدم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹۸ - با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.