هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و اندوه خود می‌گوید. او در کوچه‌های معشوق قدم می‌زند و با نگاهش دلش را می‌سوزاند. شب تا صبح به یاد یار بیدار است و با خیال او گرم می‌گیرد. اشتیاق و بی‌قراری او را مانند موجی در دریای پرخطر توصیف می‌کند. گریه و ناله‌هایش نشان از عمق درد او دارد و تا صبح دل بی‌تابش را بر سینه‌ی محراب می‌کوبد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۷۹۶ - امشب به آه سرد ره خواب می زدم

امشب به آه سرد ره خواب می زدم
در کوی یار، سیر چو مهتاب می زدم ۱

در جام دیده پاره دل می گداختم
جولانگه خیال ترا آب می زدم ۲

مژگان به هم رساندنم از بیغمی نبود
هر لحظه نیشتر به رگ خواب می زدم ۳

فکر دهان تنگ توام داشت در میان
تا صبح بی پیاله می ناب می زدم ۴

چون موج، سینه بر دل دریای پر خطر
از اشتیاق گوهر نایاب می زدم ۵

تا صبح بود صحبت من گرم با خیال
بر یاد شمع سینه به مهتاب می زدم ۶

از شغل گریه مطلب دیگر نداشتم
آبی به روی بخت گرانخواب می زدم ۷

سنگ از تپیدن دل بیتاب خویشتن
تا صبحدم به سینه محراب می زدم ۸

می شد چو نقطه دایره حیرتم وسیع
چندان که سیر و دور چو گرداب می زدم ۹

از ضعف اگر چه بال پریدن نداشت چشم
فال مراد دیدن احباب می زدم ۱۰

صائب نبود بی سببی اضطراب من
دامن به آتش دل بیتاب می زدم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۹۵ - چشم دلم ستاره فشان بود صبحدم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹۷ - از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.