هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از جدایی از یار و رنجهای عشق سخن میگوید. او به زیباییهای طبیعت پشت میکند و تنها به تکرار سخنان معشوق مشغول است. با وجود درد و رنج، به ملایمت و گذشت روی میآورد و خود را همچون آینهای برای انعکاس خوبیها میداند. در نهایت، درد خود را با دیگران در میان میگذارد تا شاید سبک شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و روانشناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۵۸۲۲ - آغاز خط مفارقت از یار می کنم
آغاز خط مفارقت از یار می کنم
در نوبهار پشت به گلزار می کنم ۱
حرفی که از لب تو شنیدم چو طوطیان
روزی هزار مرتبه تکرار می کنم ۲
بر دست کار رفته نباشد گرفت و گیر
چون بهله دست در کمر یار می کنم ۳
هرگز به عاشقان نکند چشم نیمخواب
نازی که من به دولت بیدار می کنم ۴
دندان مار را به نمد می توان کشید
چون گل ملایمت به خس و خار می کنم ۵
هر نقش بد که رو دهد، از پاک گوهری
بر خویشتن چو آینه هموار می کنم ۶
آورده ام ز هر دو جهان روی خود به دل
در نقطه سیر گردش پرگار می کنم ۷
سنگین کند زگوش گران بار درد من
صائب به هر که درد خود اظهار می کنم ۸
در نوبهار پشت به گلزار می کنم ۱
حرفی که از لب تو شنیدم چو طوطیان
روزی هزار مرتبه تکرار می کنم ۲
بر دست کار رفته نباشد گرفت و گیر
چون بهله دست در کمر یار می کنم ۳
هرگز به عاشقان نکند چشم نیمخواب
نازی که من به دولت بیدار می کنم ۴
دندان مار را به نمد می توان کشید
چون گل ملایمت به خس و خار می کنم ۵
هر نقش بد که رو دهد، از پاک گوهری
بر خویشتن چو آینه هموار می کنم ۶
آورده ام ز هر دو جهان روی خود به دل
در نقطه سیر گردش پرگار می کنم ۷
سنگین کند زگوش گران بار درد من
صائب به هر که درد خود اظهار می کنم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۲۱ - چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۵۸۲۳ - روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.