هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رضایت و تسلیم در برابر تقدیر سخن می‌گوید، با وجود دردها و مشکلاتی که دارد. او از وابستگی‌های دنیوی دوری کرده و به عزلت و تجرد روی آورده است. همچنین، به مقایسه خود با شخصیت‌های اساطیری مانند مجنون و لیلی می‌پردازد و نشان می‌دهد که به جای پناه بردن به سایه‌ها، در آفتاب حقیقت نشسته است. در نهایت، اعلام می‌کند که با خداوند به کشتی نشسته و نیازی به کمک دیگران ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و ارجاعات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۸۳۷ - خرسند با هزار تمنی نشسته ایم

خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
با صد هزار درد تسلی نشسته ایم ۱

از بادبان باد مرادیم بی نیاز
کشتی به خشک بسته تسلی نشسته ایم ۲

بر آشیان ما نبود دست سنگ را
بر شاخسار سد ره و طوبی نشسته ایم ۳

دامن ز خارزار تعلق کشیده ایم
بر مسند تجرد عیس نشسته ایم ۴

از بخت تیره روز نداریم شکوه ای
زیر سیاه خیمه لیلی نشسته ایم ۵

چون طفل شوخ، پیش ادیب بهانه جو
آماده تپانچه و سیلی نشسته ایم ۶

از ترس خلق در دهن شیر رفته ایم
مجنون صفت به دامن وادی نشسته ایم ۷

محتاج دستگیری طفلان ناقصیم
بر رهگذر چون مردم اعمی نشسته ایم ۸

ما سایه پرور شجر طور نیستیم
در آفتاب روی تجلی نشسته ایم ۹

ای ناخدا ز مصلحت ما بشوی دست
ما با خدای خویش به کشتی نشسته ایم ۱۰

پروانه داغ شو که به این بخت خواب دوست
با شمع تا به صبح به دعوی نشسته ایم ۱۱

صائب میان مردم عالم کمال ما
این بس که کم به مردم دنیی نشسته ایم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۳۶ - خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳۸ - ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.