خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از صائب تبریزی، احساسات شاعر را در مواجهه با معشوق و نگاه پر شور و حیرت او توصیف میکند. شاعر از تأثیر نگاهش بر خود و معشوق سخن میگوید و از شرم و حیرتی که در این نگاه نهفته است. او از دیدن رخسار معشوق ناامید شده و حسرت این نگاه را در دل نگه میدارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۹۱۳ - تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
تا روی عرقناک ترا دید نگاهم
زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم ۱
از حوصله دیده من گرد برآورد
از بس ز تماشای تو بالید نگاهم ۲
بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد
در دایره چشم نگنجید نگاهم ۳
شد دیده بیدار مرا خواب پریشان
از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم ۴
مشقی که ز نظاره روی تو رساندم
مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم ۵
از شرم برون آی که از شرم عذارت
شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم ۶
چون موی زیادست گران در نظر من
تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم ۷
چون دیدن رخسار لطیف تو محال است
از دیده برآید به چه امید نگاهم؟ ۸
صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم
از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم ۹
زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم ۱
از حوصله دیده من گرد برآورد
از بس ز تماشای تو بالید نگاهم ۲
بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد
در دایره چشم نگنجید نگاهم ۳
شد دیده بیدار مرا خواب پریشان
از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم ۴
مشقی که ز نظاره روی تو رساندم
مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم ۵
از شرم برون آی که از شرم عذارت
شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم ۶
چون موی زیادست گران در نظر من
تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم ۷
چون دیدن رخسار لطیف تو محال است
از دیده برآید به چه امید نگاهم؟ ۸
صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم
از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۱۲ - هر چند ز پیراهن بحرست کلاهم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۱۴ - از بخت سیه پست نگردید نوایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.