هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شوریدگی سخن میگوید. او از فداکاریهای خود در راه عشق، رنجهای کشیده شده، و تلاش برای رسیدن به معشوق یا حقیقت عرفانی میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند خودشناسی، پرهیز از حسادت، و اهمیت دیدار یار دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا کمجذاب باشد.
غزل ۵۹۲۵ - ما زمزمه عشق به بازار فکندیم
ما زمزمه عشق به بازار فکندیم
ما شور درین قلزم زخار فکندیم ۱
طاس فلک از زمزمه عشق تهی بود
ما غلغله در گنبد دوار فکندیم ۲
چون شانه رسیدیم به صدزخم نمایان
تا دست در آن طره طرار فکندیم ۳
بس چشمه خون کز لب افسوس گشاید
این پرده که از چهره اسرار فکندیم ۴
رنگینی ما مهر لب جوهریان شد
آتش به دم سرد خریدار فکندیم ۵
آیینه بینایی ما عیب نما بود
بر چهره خود پرده زنگار فکندیم ۶
بستیم لب از حرف حق از بیم حسودان
خود را عبث از طاق دل دار فکندیم ۷
آیینه ما سیر نگردید ز دیدار
چندان که نظر بر رخ دلدار فکندیم ۸
بار دل ما بود همان دوری منزل
در منزل مقصود اگر بار فکندیم ۹
در بزم بزرگان نتوان کرد گرانی
در پای خم می سر و دستار فکندیم ۱۰
صائب چه قدر سرمه توفیق کشیدیم
کز پیش نظر پرده پندار فکندیم ۱۱
ما شور درین قلزم زخار فکندیم ۱
طاس فلک از زمزمه عشق تهی بود
ما غلغله در گنبد دوار فکندیم ۲
چون شانه رسیدیم به صدزخم نمایان
تا دست در آن طره طرار فکندیم ۳
بس چشمه خون کز لب افسوس گشاید
این پرده که از چهره اسرار فکندیم ۴
رنگینی ما مهر لب جوهریان شد
آتش به دم سرد خریدار فکندیم ۵
آیینه بینایی ما عیب نما بود
بر چهره خود پرده زنگار فکندیم ۶
بستیم لب از حرف حق از بیم حسودان
خود را عبث از طاق دل دار فکندیم ۷
آیینه ما سیر نگردید ز دیدار
چندان که نظر بر رخ دلدار فکندیم ۸
بار دل ما بود همان دوری منزل
در منزل مقصود اگر بار فکندیم ۹
در بزم بزرگان نتوان کرد گرانی
در پای خم می سر و دستار فکندیم ۱۰
صائب چه قدر سرمه توفیق کشیدیم
کز پیش نظر پرده پندار فکندیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۲۴ - هرگز به خراش جگری شاد نگردیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۲۶ - مستانه سر شیشه می باز گشودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.