هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و تلاشهای بیوقفهای سخن میگوید که برای رسیدن به زیبایی و حقیقت متحمل شده است. او از ناسپاسی دیگران و ناشناخته ماندن ارزش واقعی خود گلایه میکند، اما در نهایت به آرامش درونی و پذیرش سرنوشت خود رسیده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۵۹۳۰ - یک عمر ز هر خار و خسی ناز کشیدیم
یک عمر ز هر خار و خسی ناز کشیدیم
تا بوی گلی از چمن راز کشیدیم ۱
چون برگ گل افزود به رسوایی نکهت
هر پرده که بر چهره این راز کشیدیم ۲
بیطاقتی از خرمن ما دود بر آورد
تا رخت به انجام ز آغاز کشیدیم ۳
آسودگی کنج قفس کرد تلافی
یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم ۴
نشناخت کس از جوهریان جوهر ما را
صائب گهر خود به صدف باز کشیدیم ۵
تا بوی گلی از چمن راز کشیدیم ۱
چون برگ گل افزود به رسوایی نکهت
هر پرده که بر چهره این راز کشیدیم ۲
بیطاقتی از خرمن ما دود بر آورد
تا رخت به انجام ز آغاز کشیدیم ۳
آسودگی کنج قفس کرد تلافی
یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم ۴
نشناخت کس از جوهریان جوهر ما را
صائب گهر خود به صدف باز کشیدیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۲۹ - سررشته مهر از می بیباک بریدیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳۱ - تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.