هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج انسان در برابر تقدیر و ناکامی‌های زندگی است. شاعر از بی‌مهری دنیا، تلاش‌های بی‌ثمر و ناتوانی در بیان احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او همچنین به قدرت عشق و رحمت الهی اشاره می‌کند که می‌تواند در میان سختی‌ها امیدبخش باشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند 'جوی خون' و 'شمشیر' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۶۱۴۷ - پای ما تا از گل تعمیر می آید برون

پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
جوی خون از پنجه تدبیر می آید برون ۱

نیست مهر مادری در طینت گردون، چرا
صبح را بی خود ز پستان شیر می آید برون؟ ۲

تا کند دیوانه ای را در محبت پایدار
خون ز چشم حلقه زنجیر می آید برون ۳

می جهد از سینه پر ناوک من آه گرم
زین نیستان عاقبت این شیر می آید برون ۴

ابر رحمت سایه اندازد اگر بر خاک ما
تا قیامت سبزه شمشیر می آید برون ۵

هر کجا تدبیر می چیند بساط مصلحت
از کمین بازیچه تقدیر می آید برون ۶

آنچه من از شکوه در دل بر سر هم چیده ام
کی زبان از عهده تقریر می آید برون؟ ۷

می کند آواره یک کج بحث چندین راست را
یک کمان از عهده صد تیر می آید برون ۸

خامه جان بخش صائب چون شود صورت نگار
آب خضر از چشمه تصویر می آید برون ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱۴۶ - آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
گوهر بعدی:غزل ۶۱۴۸ - دل کجا از چنگ آن طناز می آید برون؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.