هوش مصنوعی:
این متن شعری از صائب تبریزی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیمی مانند عشق، صبر، تقدیر، زندگی و مرگ را بیان میکند. شاعر از عناصر طبیعی مانند سبزه، سنگ، آتش، آب و دریا برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۱۵۷ - خط به تمکین آید از لعل دلبر برون
خط به تمکین آید از لعل دلبر برون
سبزه با لنگر ز زیر سنگ آرد سر برون ۱
سرمه بخت سیه روشندلان را کیمیاست
اخگر آید شسته رو از زیر خاکستر برون ۲
راه جان بخشی بر آن لب شرم نتوانست بست
هر چه در گوهر بود می آید از گوهر برون ۳
دولت آتش پا و آب زندگی سنگین رکاب
از سیاهی تشنه لب زان آمد اسکندر برون ۴
نی به ناخن گر کنند، از خجلت لبهای او
پای نگذارد ز بند نیشکر شکر برون ۵
مهر خاموشی شود از گرمی هنگامه آب
لال می گردد سپندی کآید از مجمر برون ۶
در دل تاریک حرف تلخ را تأثیر نیست
کی رود خامی به جوش بحر از عنبر برون؟ ۷
پای گستاخی منه بیرون ز حد خود که مور
رشته عمرش شود کوته چو آرد پر برون ۸
چشم بستن باشد از دنیا نظر واکردنش
چون حباب از بحر هستی هر که آرد سر برون ۹
زشت رویی پرده چشم تماشایی بس است
زشت رویان از چه می آیند با چادر برون؟ ۱۰
چون چراغ روز در چشمش جهان گردد سیاه
صبح اگر از یک گریبان با تو آرد سر برون ۱۱
تا به خاک افتاد صائب سایه بالای او
می زند ناخن به دل خاری که آرد سر برون ۱۲
سبزه با لنگر ز زیر سنگ آرد سر برون ۱
سرمه بخت سیه روشندلان را کیمیاست
اخگر آید شسته رو از زیر خاکستر برون ۲
راه جان بخشی بر آن لب شرم نتوانست بست
هر چه در گوهر بود می آید از گوهر برون ۳
دولت آتش پا و آب زندگی سنگین رکاب
از سیاهی تشنه لب زان آمد اسکندر برون ۴
نی به ناخن گر کنند، از خجلت لبهای او
پای نگذارد ز بند نیشکر شکر برون ۵
مهر خاموشی شود از گرمی هنگامه آب
لال می گردد سپندی کآید از مجمر برون ۶
در دل تاریک حرف تلخ را تأثیر نیست
کی رود خامی به جوش بحر از عنبر برون؟ ۷
پای گستاخی منه بیرون ز حد خود که مور
رشته عمرش شود کوته چو آرد پر برون ۸
چشم بستن باشد از دنیا نظر واکردنش
چون حباب از بحر هستی هر که آرد سر برون ۹
زشت رویی پرده چشم تماشایی بس است
زشت رویان از چه می آیند با چادر برون؟ ۱۰
چون چراغ روز در چشمش جهان گردد سیاه
صبح اگر از یک گریبان با تو آرد سر برون ۱۱
تا به خاک افتاد صائب سایه بالای او
می زند ناخن به دل خاری که آرد سر برون ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۵۶ - عقل پوچ از عهده سودا نمی آید برون
گوهر بعدی:غزل ۶۱۵۸ - دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.