هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از لبهای شیرین، موهای تابدار، و چهرهی خندان معشوق تمجید میکند و از عشق و سودای خود مینالد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و رنجهای عاشقانه دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
غزل ۶۲۵۶ - ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
گوی چوگان خم زلف تو سیمین ذقنان ۱
شمع فانوس خیالند ز بی آرامی
همه شب ز آتش سودای تو گل پیرهنان ۲
هر کجا هست بتی، سنگ فلاخن سازند
گر ببینند گل روی ترا برهمنان ۳
روی خندان تو تا انجمن آرا گردید
خنده شد گوشه نشین در لب شیرین دهنان ۴
دست و تیغ تو مریزاد، که از پرتو او
شد چراغان جگر خاک ز خونین کفنان ۵
تا قیامت نتوانست گرفتن خود را
هر که لغزید ز نظاره سیمین بدنان ۶
شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا
منه انگشت به گفتار پریشان سخنان ۷
در همه روی زمین می شود انگشت نما
هر که چون می به تمامی شود از خودشکنان ۸
غوطه در زهر چو طوطی خورد از دیده شور
هر که صائب شود از جمله شیرین سخنان ۹
گوی چوگان خم زلف تو سیمین ذقنان ۱
شمع فانوس خیالند ز بی آرامی
همه شب ز آتش سودای تو گل پیرهنان ۲
هر کجا هست بتی، سنگ فلاخن سازند
گر ببینند گل روی ترا برهمنان ۳
روی خندان تو تا انجمن آرا گردید
خنده شد گوشه نشین در لب شیرین دهنان ۴
دست و تیغ تو مریزاد، که از پرتو او
شد چراغان جگر خاک ز خونین کفنان ۵
تا قیامت نتوانست گرفتن خود را
هر که لغزید ز نظاره سیمین بدنان ۶
شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا
منه انگشت به گفتار پریشان سخنان ۷
در همه روی زمین می شود انگشت نما
هر که چون می به تمامی شود از خودشکنان ۸
غوطه در زهر چو طوطی خورد از دیده شور
هر که صائب شود از جمله شیرین سخنان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۵۵ - آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
گوهر بعدی:غزل ۶۲۵۷ - نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.