هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر دربارهی غرور، مقاومت و پایداری در برابر دشمنان و مشکلات است. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند غبار، خاک، خزان، و استخوان، احساسات عمیق خود را دربارهی رنج و درد بیان میکند، اما در عین حال بر استواری و عزت نفس خود تأکید دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۳۶۲ - گشتم غبار و غیرت ناورد من همان
گشتم غبار و غیرت ناورد من همان
در چشم خصم خاک زند گرد من همان ۱
میخانه را به آب رسانید ساغرم
گل می کند خزان ز رخ زرد من همان ۲
صبح قیامت از تب خورشید شد خلاص
از استخوان برون نرود درد من همان ۳
دارم چو صبح اگر چه به بر آفتاب را
خون می تراود از نفس سرد من همان ۴
با بحر اگر چه دست در آغوش کرده است
چون موج می تپد دل بی درد من همان ۵
صائب اگر چه کرد برابر مرا به خاک
دارد سپهر دون سر ناورد من همان ۶
در چشم خصم خاک زند گرد من همان ۱
میخانه را به آب رسانید ساغرم
گل می کند خزان ز رخ زرد من همان ۲
صبح قیامت از تب خورشید شد خلاص
از استخوان برون نرود درد من همان ۳
دارم چو صبح اگر چه به بر آفتاب را
خون می تراود از نفس سرد من همان ۴
با بحر اگر چه دست در آغوش کرده است
چون موج می تپد دل بی درد من همان ۵
صائب اگر چه کرد برابر مرا به خاک
دارد سپهر دون سر ناورد من همان ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۶۱ - چرخ مقوس است ترا خانه کمان
گوهر بعدی:غزل ۶۳۶۳ - مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.