خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و غنایی از صائب تبریزی است که به بیان درد و رنج عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از نالههای دردآشنا، دلهای سوخته، و غمهای عمیق سخن میگوید و تأکید دارد که تنها کسانی که درد و غم را تجربه کردهاند، میتوانند صدای او را درک کنند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند نور راستی و صفای باطنی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۴۰۲ - آرد به وجد سوختگان را نوای من
آرد به وجد سوختگان را نوای من
مردافکن است باده مردآزمای من ۱
دلهای خامسوز چه داند که چون کباب
خون می چکد ز ناله دردآشنای من ۲
در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم
صورت پذیر نیست که پیچید صدای من ۳
سیلی که پشت پای زند هر دو کون را
خونابه ای است از دل بی مدعای من ۴
از گنج نامه پی به سر گنج می برند
پیداست دلشکستگی از بوریای من ۵
چون صبحدم فروغ من از نور راستی است
چشم ستاره محو شود در صفای من ۶
چشم دلم به خرمن دونان نمی پرد
بر کهکشان بود نظر کهربای من ۷
صائب همان زمان جگرم ریش می شود
خاری اگر شکسته شود زیر پای من ۸
مردافکن است باده مردآزمای من ۱
دلهای خامسوز چه داند که چون کباب
خون می چکد ز ناله دردآشنای من ۲
در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم
صورت پذیر نیست که پیچید صدای من ۳
سیلی که پشت پای زند هر دو کون را
خونابه ای است از دل بی مدعای من ۴
از گنج نامه پی به سر گنج می برند
پیداست دلشکستگی از بوریای من ۵
چون صبحدم فروغ من از نور راستی است
چشم ستاره محو شود در صفای من ۶
چشم دلم به خرمن دونان نمی پرد
بر کهکشان بود نظر کهربای من ۷
صائب همان زمان جگرم ریش می شود
خاری اگر شکسته شود زیر پای من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۰۱ - گمراه شد ز غفلت من رهنمای من
گوهر بعدی:غزل ۶۴۰۳ - شد خشک از گشودن لب آبروی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.