هوش مصنوعی:
این شعر در وصف شهر اصفهان و زیباییهای آن سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف جاذبههای طبیعی، تاریخی و فرهنگی اصفهان میپردازد. او از یوسف و متاعش، درخت طوبی، چشم خوبرویان و دیگر نمادها برای نشان دادن شکوه و عظمت این شهر استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'چشم خوبرویان' و 'دلبران نوخط' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
غزل ۶۴۳۵ - دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
امروز خوش قماشی ختم است بر صفاهان ۱
چون دلبران نوخط هر روز می فزاید
بر دستگاه خوبی حسن دگر صفاهان ۲
روشن شود نظرها از دیدن سوادش
دارد چو سرمه حقی بر هر نظر صفاهان ۳
همچون درخت طوبی از اعتدال موسم
در چار فصل باشد صاحب ثمر صفاهان ۴
چون چشم خوبرویان از گرد سرمه دارد
تشریف خاکساری دایم به بر صفاهان ۵
از گرد کلفت و غم شستند دست دلها
روزی که بر میان بست از پل کمر صفاهان ۶
در ظلمت سوادش آب حیات درج است
در وقت شام دارد فیض سحر صفاهان ۷
بر جلوه ظهورش تنگ است آسمان ها
در هر صدف نگنجد همچون گهر صفاهان ۸
پهلو زد به همت خاکش ز سربلندی
زان سوی آسمانها دارد خبر صفاهان ۹
از صحت هوایش صائب نمی توان یافت
جز چشم خوبرویان بیمار در صفاهان ۱۰
امروز خوش قماشی ختم است بر صفاهان ۱
چون دلبران نوخط هر روز می فزاید
بر دستگاه خوبی حسن دگر صفاهان ۲
روشن شود نظرها از دیدن سوادش
دارد چو سرمه حقی بر هر نظر صفاهان ۳
همچون درخت طوبی از اعتدال موسم
در چار فصل باشد صاحب ثمر صفاهان ۴
چون چشم خوبرویان از گرد سرمه دارد
تشریف خاکساری دایم به بر صفاهان ۵
از گرد کلفت و غم شستند دست دلها
روزی که بر میان بست از پل کمر صفاهان ۶
در ظلمت سوادش آب حیات درج است
در وقت شام دارد فیض سحر صفاهان ۷
بر جلوه ظهورش تنگ است آسمان ها
در هر صدف نگنجد همچون گهر صفاهان ۸
پهلو زد به همت خاکش ز سربلندی
زان سوی آسمانها دارد خبر صفاهان ۹
از صحت هوایش صائب نمی توان یافت
جز چشم خوبرویان بیمار در صفاهان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۳۴ - اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
گوهر بعدی:غزل ۶۴۳۶ - چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.