خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات او بر پیرامونش میپردازد. از نگاه شاعر، حضور معشوق باعث روشنایی، پاکی و شوریدگی میشود. طبیعت و عناصر مختلف مانند آیینه، کوه و پروانه تحت تأثیر او قرار میگیرند. شاعر همچنین از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید و درد فراق را بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها و تشبیههای پیچیده برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۴۴۷ - دیده روشن می شود از خط عنبر یار او
دیده روشن می شود از خط عنبر یار او
می برد زنگ از دل آیینه ها زنگار او ۱
جامه فانوس گردد پرده شرم و حیا
برفروزد از شراب لعل چون رخسار او ۲
کوه تمکینش زبان بند فغان ها گشته است
برنمی آید صدا از کبک در کهسار او ۳
از خرامش بس که کیفیت تراوش می کند
نقش پا رطل گران می گردد از رفتار او ۴
ما به بوی پیرهن کردیم چون یعقوب صلح
وقت چشمی خوش که روشن گردد از دیدار او ۵
بستر آرام پروانه است خواب روز شمع
وای بر آن کس که بیدارست دایم یار او ۶
هر که دارد ناله ای، صائب در آن کو محرم است
بلبل خاموش را ره نیست در گلزار او ۷
می برد زنگ از دل آیینه ها زنگار او ۱
جامه فانوس گردد پرده شرم و حیا
برفروزد از شراب لعل چون رخسار او ۲
کوه تمکینش زبان بند فغان ها گشته است
برنمی آید صدا از کبک در کهسار او ۳
از خرامش بس که کیفیت تراوش می کند
نقش پا رطل گران می گردد از رفتار او ۴
ما به بوی پیرهن کردیم چون یعقوب صلح
وقت چشمی خوش که روشن گردد از دیدار او ۵
بستر آرام پروانه است خواب روز شمع
وای بر آن کس که بیدارست دایم یار او ۶
هر که دارد ناله ای، صائب در آن کو محرم است
بلبل خاموش را ره نیست در گلزار او ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۴۶ - من که در فردوس افتادم به نقد از یاد او
گوهر بعدی:غزل ۶۴۴۸ - بوسه ریزد گاه حرف از لعل شکربار او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.