هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق در برابر معشوق سرکش و بی‌پرواست. شاعر از نگاه تحقیرآمیز معشوق، بی‌توجهی او به عشق و احساسات، و بلندپروازی‌هایش شکایت می‌کند. با این حال، در پس این شکایات، ستایشی از زیبایی و جلال معشوق نیز نهفته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده، و لحن احساسی و غمگین شعر، درک کامل آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد.

غزل ۶۴۷۱ - گر چه شد از سرنوشت من نگارین پای تو

گر چه شد از سرنوشت من نگارین پای تو
زیر پای خود ندید از سرکشی بالای تو ۱

من چسان دل را عنانداری کنم جایی که هست
کوه طور از وحشیان دامن صحرای تو ۲

گر چه نتوان یافت می دانم به جست وجو ترا
می برم غیرت به هر کس می شود جویای تو ۳

نیست ممکن برندارد سایه خود را ز خاک
سرکش افتاده است از بس قامت رعنای تو ۴

اشک چون پروانه می گردد به گرد او مدام
دیده هر کس که روشن گشت از سیمای تو ۵

از تغافل می کند خون در جگر آیینه را
کی غم عشاق دارد حسن بی پروای تو؟ ۶

چشم آهو گرچه بازیگوش و شوخ افتاده است
پرده خواب است پیش نرگس گویای تو ۷

بی تأمل نقد جان صائب به پایت می فشاند
زیر پای خود اگر می دید استغنای تو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۷۰ - می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
گوهر بعدی:غزل ۶۴۷۲ - از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.