خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیفایده بودن تلاشهای خود در زندگی سخن میگوید. او از جمعآوری ثروت، آموختن ادب و علم، و تلاش برای رسیدن به رستگاری ابراز ناامیدی میکند و احساس میکند که تمام این تلاشها بیثمر بودهاند. او همچنین به بیحاصل بودن عشق و دوستی در دنیای مادی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، لحن اندوهگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۵۷۱ - در گلستان برگ عیش اندوختم بی فایده
در گلستان برگ عیش اندوختم بی فایده
چون گل از جمعیت خود سوختم بی فایده ۱
کیمیای رستگاری بود در دست تهی
من ز غفلت سیم و زر اندوختم بی فایده ۲
گشت از ترک ادب هر بی حیایی کامیاب
من درین محفل ادب آموختم بی فایده ۳
گوهر مقصود در گنجینه دل فرش بود
من درین دریا نفس را سوختم بی فایده ۴
نیست جز تسلیم ساحل عالم پرشور را
من درین دریا شنا آموختم بی فایده ۵
ساده می بایست کردن دل ز هر نقشی که هست
من دماغ از علم رسمی سوختم بی فایده ۶
نیست رقت در دل سر در هوایان یک شرر
در حضور شمع خود را سوختم بی فایده ۷
از جواهر سرمه من دیده ای بینا نشد
در ره کوران چراغ افروختم بی فایده ۸
نیست در آهن دلان پیوند نیکان را اثر
سوزن خود را به عیسی دوختم بی فایده ۹
این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم
عمرها علم و ادب آموختم بی فایده ۱۰
چون گل از جمعیت خود سوختم بی فایده ۱
کیمیای رستگاری بود در دست تهی
من ز غفلت سیم و زر اندوختم بی فایده ۲
گشت از ترک ادب هر بی حیایی کامیاب
من درین محفل ادب آموختم بی فایده ۳
گوهر مقصود در گنجینه دل فرش بود
من درین دریا نفس را سوختم بی فایده ۴
نیست جز تسلیم ساحل عالم پرشور را
من درین دریا شنا آموختم بی فایده ۵
ساده می بایست کردن دل ز هر نقشی که هست
من دماغ از علم رسمی سوختم بی فایده ۶
نیست رقت در دل سر در هوایان یک شرر
در حضور شمع خود را سوختم بی فایده ۷
از جواهر سرمه من دیده ای بینا نشد
در ره کوران چراغ افروختم بی فایده ۸
نیست در آهن دلان پیوند نیکان را اثر
سوزن خود را به عیسی دوختم بی فایده ۹
این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم
عمرها علم و ادب آموختم بی فایده ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۷۰ - عمر خود صرف نصیحت ساختم بی فایده
گوهر بعدی:غزل ۶۵۷۲ - بی توام در دل شراب ناب می گردد گره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.