هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان شاعری بیان میشود که خود را سرکش و بیقرار توصیف میکند. او از بینیازی و درد ناکامیهای پنهان در پس ظاهر آرام خود میگوید. همچنین، به تأثیر ظلم بر مظلومان و بیقراری خود اشاره دارد. در پایان، شاعر از بلندقامتی و سرکشی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۵۸۷ - مدان از بی نیازی طبع من گر سرکش افتاده
مدان از بی نیازی طبع من گر سرکش افتاده
که از بی روغنی ها در چراغم آتش افتاده ۱
نهان در پرده تزویر دارد درد ناکامی
به ظاهر می نماید رام، اما سرکش افتاده ۲
نگه دارم به قد خم چسان عمر سبکرو را؟
سروکار خدنگم با کمان پرکش افتاده ۳
مرو از ره به حسن باده لعلی که این گلگون
به ظاهر می نماید رام، اما سرکش افتاده ۴
به مظلومان سرایت می کند فعل بد ظالم
که از بیداد شیران در نیستان آتش افتاده ۵
مرا در بی قراری چون فلک معذور می دارد
نگاه هرکه بر رخساره آن مهوش افتاده ۶
نیفتاده است بر خاک گلستان سایه اش صائب
ز بس نخل بلند قامت او سرکش افتاده ۷
که از بی روغنی ها در چراغم آتش افتاده ۱
نهان در پرده تزویر دارد درد ناکامی
به ظاهر می نماید رام، اما سرکش افتاده ۲
نگه دارم به قد خم چسان عمر سبکرو را؟
سروکار خدنگم با کمان پرکش افتاده ۳
مرو از ره به حسن باده لعلی که این گلگون
به ظاهر می نماید رام، اما سرکش افتاده ۴
به مظلومان سرایت می کند فعل بد ظالم
که از بیداد شیران در نیستان آتش افتاده ۵
مرا در بی قراری چون فلک معذور می دارد
نگاه هرکه بر رخساره آن مهوش افتاده ۶
نیفتاده است بر خاک گلستان سایه اش صائب
ز بس نخل بلند قامت او سرکش افتاده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۸۶ - نه تبخاله است بر گرد دهان یار افتاده
گوهر بعدی:غزل ۶۵۸۸ - مگر در باغ راه جلوه جانانه افتاده؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.