هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و بیچارگی‌های خود می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه با وجود تلاش‌های مکرر برای یافتن چاره، همچنان درگیر مشکلات است. او از بی‌توجهی دیگران به رنج‌هایش شکایت دارد و به مفاهیمی مانند فقر، صبر، و امتحان الهی اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از عشق و دل‌بستگی عبث سخن می‌گوید و در نهایت به پذیرش رنج‌ها و راحت‌طلبی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج، فقر، و دل‌بستگی‌های عبث ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۶۷۰۶ - چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی

چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی
غم به گرد من نمی گردد ز بی غمخوارگی ۱

چاره این چاره جویان را مکرر کرده ام
امتحان از دردمندی ها همان بیچارگی ۲

نیستم بر خاطر صحرا گران چون گردباد
کرده ام تا راست قامت، می برم آوارگی ۳

گر نمی آری چراغی آه سردی هم بس است
پا مکش ای سنگدل از خاک ما یکبارگی ۴

چاک تهمت بود اگر بر جامه یوسف گران
عاقبت شد شهپر پرواز کنعان، پارگی ۵

ما عبث در زلف او دل بر اقامت بسته ایم
حاصل سنگ از فلاخن نیست جز آوارگی ۶

روزی روشندلان دل خوردن است از آسمان
قسمت اخگر ز خاکستر بود دلخوارگی ۷

عیبها را کیمیای فقر می سازد هنر
بر لباس تنگدستان پینه نبود پارگی ۸

داشت صائب چاره جویی دربدر دایم مرا
پشت بر دیوار راحت دادم از بیچارگی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۰۵ - کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۷۰۷ - خط حجاب آن رخ گلرنگ شد یکبارگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.