هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و ستمهایی که از سوی معشوق یا دشمن متحمل شده است، شکایت میکند. او از بیعدالتی و بیمهری گله دارد و احساس میکند که با وجود وفاداری و عشقش، مورد بیاحترامی و آزار قرار گرفته است. همچنین، شاعر به رفتارهای دوگانه و فریبنده اشاره میکند که در لباس دوستی انجام میشود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فریب و بیعدالتی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۶۷۲۸ - من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
این ستم ها چیست ای بی درد بر من می کنی؟ ۱
بد نکردم چون تویی را برگزیدم از جهان
خاک عالم را چرا در دیده من می کنی؟ ۲
می توان دل را به اندک روی گرمی زنده داشت
آتش ما را چرا محتاج دامن می کنی؟ ۳
نیستی گردون، ولی بر عادت گردون تو هم
می کشی آخر چراغی را که روشن می کنی ۴
گرم می پرسی مرا بهر فریب دیگران
در لباس دوستداران کار دشمن می کنی ۵
نیست با سنگین دلان هرگز سر و کاری ترا
خنده بر سرگشتگی های فلاخن می کنی ۶
این ستم ها چیست ای بی درد بر من می کنی؟ ۱
بد نکردم چون تویی را برگزیدم از جهان
خاک عالم را چرا در دیده من می کنی؟ ۲
می توان دل را به اندک روی گرمی زنده داشت
آتش ما را چرا محتاج دامن می کنی؟ ۳
نیستی گردون، ولی بر عادت گردون تو هم
می کشی آخر چراغی را که روشن می کنی ۴
گرم می پرسی مرا بهر فریب دیگران
در لباس دوستداران کار دشمن می کنی ۵
نیست با سنگین دلان هرگز سر و کاری ترا
خنده بر سرگشتگی های فلاخن می کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۲۷ - در عمارت زندگانی چند باطل می کنی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۷۲۹ - پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.