هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، بیانگر درد و رنج عاشق و ناامیدی او از درک دیگران است. شاعر از بی‌قراری دل آواره‌اش می‌گوید و اینکه عشق و درد او را کسی درک نمی‌کند. او از بی‌خبری دیگران از احوال درونی‌اش گلایه دارد و تأکید می‌کند که عشق را نمی‌توان از افراد عاقل پرسید، چرا که تنها عاشقان می‌توانند آن را درک کنند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۶۷۶۹ - ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه می پرسی

ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه می پرسی
حدیث راه بسیارست از منزل چه می پرسی؟ ۱

خدا داند دل آواره ما را چه پیش آمد
سرانجام نسیم از سر و پا در گل چه می پرسی؟ ۲

محیط قطره نتواند شدن چشم حباب من
ز من احوال این دریای بی ساحل چه می پرسی؟ ۳

حساب موج دریا را بیابانی چه می داند؟
صفات عشق را از مردم عاقل چه می پرسی؟ ۴

سپند از گرمی خاکستر پروانه می سوزد
ز روی آتشین شمع این محفل چه می پرسی؟ ۵

مبادا رحم کم فرصت مجال گفتگو یابد
گناه خویش ای بیدرد از قاتل چه می پرسی؟ ۶

تو کز خود یک قدم هرگز برون ننهاده ای صائب
سراغ کعبه مقصد ز اهل دل چه می پرسی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۶۸ - چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۷۷۰ - فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.