هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درباره عشق، زیبایی، وفاداری و گذر زمان صحبت میکند. شاعر از زیبایی و غرور معشوق میگوید و هشدار میدهد که عمر کوتاه است و نباید آن را صرف بازی با دلها کرد. همچنین به بیوفایی خوبان اشاره میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند قبل از آنکه زمان بگذرد و فرصت از دست برود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بیوفایی و گذر زمان نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۸۷۹ - بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
به قدر مرتبه حسن خویش ناز کنی ۱
خوش است غارت دل ها، ولی نه چندانی
که عمر جلوه خود صرف ترکتاز کنی ۲
نهایتش گرهی چند وا کند از زلف
ز دست کوته ما چند احتراز کنی؟ ۳
نظر به جانب من کن که چند روز دگر
غبار خط نگذارد که چشم باز کنی ۴
وفا جبلی خوبان نمی شود صائب
چه لازم است سخن را عبث دراز کنی؟ ۵
به قدر مرتبه حسن خویش ناز کنی ۱
خوش است غارت دل ها، ولی نه چندانی
که عمر جلوه خود صرف ترکتاز کنی ۲
نهایتش گرهی چند وا کند از زلف
ز دست کوته ما چند احتراز کنی؟ ۳
نظر به جانب من کن که چند روز دگر
غبار خط نگذارد که چشم باز کنی ۴
وفا جبلی خوبان نمی شود صائب
چه لازم است سخن را عبث دراز کنی؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۷۸ - به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۸۰ - چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.