هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از جدایی و فراق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف یار، نافه آهو، و تشنگی لبها، احساس غم و پیری ناشی از دوری را بیان میکند. همچنین به بخشش و رحمت الهی و دلسوزی مادرانه اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و استعارههای پیچیده دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۷ - تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد ۱
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا
دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد ۲
نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد ۱
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا
دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - بی تو بر من شش جهت چون خانه زنبور شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - از فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.