هوش مصنوعی:
شاعر از بستن چشمها و گوشهایش به دنیای اطراف میگوید تا از دردها و ناملایمات دوری کند. او احساس میکند که حتی قطرات آب نیز در وجودش به سنگ تبدیل شدهاند، نشاندهندهی غم و اندوه عمیق اوست.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی و درونی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۸ - از فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شد
از فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شد
گوش را کردم گران، هر نغمه سیرآهنگ شد ۱
چون صدف هر قطره آبی که در کامم چکید
از هوای خاطر افسرده من سنگ شد ۲
گوش را کردم گران، هر نغمه سیرآهنگ شد ۱
چون صدف هر قطره آبی که در کامم چکید
از هوای خاطر افسرده من سنگ شد ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷ - تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹ - دل فتاد از چشم مست یار تا فرزانه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.