هوش مصنوعی:
شاعر از گذر دوران جوانی و از دست دادن شوق و نشاط آن دوران ابراز تأسف میکند. او در پیری به پشیمانی از گذشته میپردازد و با نبودن دندانهایش، نمیتواند حتی لب به دندان گاز بگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق و فلسفی درباره گذر زمان و پیری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات پشیمانی و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۰ - رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند
رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند
هایهوی عندلیبان در گلستانم نماند ۱
از پشیمانی سخن در عهد پیری می زنم
لب به دندان می گزم اکنون که دندانم نماند ۲
هایهوی عندلیبان در گلستانم نماند ۱
از پشیمانی سخن در عهد پیری می زنم
لب به دندان می گزم اکنون که دندانم نماند ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - یادگار عشق داغی در دل دیوانه ماند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.