هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از چشمهای سخنگو، دلربایی، و لبهای آبدار معشوق سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر طبیعی مانند گل، عندلیب، و آیینه مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۱ - روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
دلربایی را به آن چشم سخنگو داده اند ۱
از کسی پروا ندارد دیده گستاخ من
در دیار حسن چون آیینه ام رو داده اند ۲
در تمنای لب او بوسه های آبدار
می پرستان بر لب جام و لب جو داده اند ۳
بی حنای بیعت گل نیست دستی در چمن
عندلیبان را مگر بیهوشدارو داده اند؟ ۴
دلربایی را به آن چشم سخنگو داده اند ۱
از کسی پروا ندارد دیده گستاخ من
در دیار حسن چون آیینه ام رو داده اند ۲
در تمنای لب او بوسه های آبدار
می پرستان بر لب جام و لب جو داده اند ۳
بی حنای بیعت گل نیست دستی در چمن
عندلیبان را مگر بیهوشدارو داده اند؟ ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - وقت جمعی خوش که تخمی در ته گل کرده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.