هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تغییرات و ناپایداریهای زندگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند برگ زرد شده و آب آسیاب، به بیان احساسات انسانی مانند درد، اندوه و امید میپردازد. او از شب و تاریکی به عنوان نماد سختیها یاد میکند و در نهایت به آرامش پس از درد اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند درد و تاریکی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۷۰ - چو برگ سبز کز باد خزانی زرد می گردد
چو برگ سبز کز باد خزانی زرد می گردد
نشیند هر که با من یک نفس همدرد می گردد ۱
به می گفتم غبار کلفت از خاطر فرو شویم
ندانستم که از آب آسیا پرگرد می گردد ۲
چنان کز صبح خیزد تیرگی از دامن شبها
سیاهی دور از دلها به آه سرد می گردد ۳
چنان کز خواب سنگین دیده شبخیز آساید
دل بی تاب من ساکن ز کوه درد می گردد ۴
نشیند هر که با من یک نفس همدرد می گردد ۱
به می گفتم غبار کلفت از خاطر فرو شویم
ندانستم که از آب آسیا پرگرد می گردد ۲
چنان کز صبح خیزد تیرگی از دامن شبها
سیاهی دور از دلها به آه سرد می گردد ۳
چنان کز خواب سنگین دیده شبخیز آساید
دل بی تاب من ساکن ز کوه درد می گردد ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - امید وقت خوش از جمع دیوان داشتم، غافل
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.