هوش مصنوعی:
این متن به موضوعات عشق، رهایی، و فلسفه زندگی میپردازد. در آن، شاعر از درد عشق و دشواری جدایی سخن میگوید، و اشاره میکند که فروتنی و پذیرش واقعیت میتواند به موفقیت منجر شود. همچنین، تأکید دارد که دوری از لذتهای دنیوی میتواند باعث روشنایی دل شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۷۱ - ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد ۱
گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل
رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد ۲
کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود
اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد ۳
بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن
که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد ۴
خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد ۱
گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل
رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد ۲
کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود
اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد ۳
بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن
که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۰ - چو برگ سبز کز باد خزانی زرد می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۷۲ - به کوی عشق زاهد دشمن ناموس می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.