هوش مصنوعی:
این شعر از درد فراق و جدایی سخن میگوید و بیان میکند که دل شکسته مانند نی از شکر جدا شده و درمان نمییابد. شاعر از دوری از کاروان و نالههای بیپاسخ مینالد و اشاره میکند که راه طولانی است و مقصد به پایان نمیرسد. همچنین، از نادیده گرفته شدن دردها و شکایتها توسط دیگران گلایه دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای نوجوانان جوان نامناسب باشد.
شماره ۳۷۱ - ز درد می دل زهاد با صفا نشود
ز درد می دل زهاد با صفا نشود
که چشم آبله روشن به توتیا نشود ۱
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان
چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود ۲
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی
که ناله جرس از کاروان جدا نشود ۳
گرفته ای پی طول امل به عنوانی
که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود ۴
تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد
درد درمان نشود تا به نهایت نرسد ۵
راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست
که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟ ۶
ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم
کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد ۷
که چشم آبله روشن به توتیا نشود ۱
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان
چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود ۲
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی
که ناله جرس از کاروان جدا نشود ۳
گرفته ای پی طول امل به عنوانی
که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود ۴
تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد
درد درمان نشود تا به نهایت نرسد ۵
راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست
که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟ ۶
ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم
کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۰ - به تیغ هر که شود کشته پایدار شود
گوهر بعدی:شماره ۳۷۲ - محنت مردم آزاده فزونتر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.