هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس محصور بودن و تنگنظری دنیا نسبت به خود میگوید. او از ناملایمات زندگی و تلخیهای جهان شکایت دارد و بیان میکند که حتی چیزهای شیرین نیز برایش دردناک هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا ناراحتی شود.
شماره ۵۱۵ - نتوان کرد به زندان بدن محصورم
نتوان کرد به زندان بدن محصورم
شیشه را می شکند زور می پرزورم ۱
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟
چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟ ۲
بس که آمیخته نیش بود نوش جهان
دیدن شهد فزون می گزد از زنبورم ۳
شیشه را می شکند زور می پرزورم ۱
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟
چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟ ۲
بس که آمیخته نیش بود نوش جهان
دیدن شهد فزون می گزد از زنبورم ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۴ - بر سر خوان امل دست هوس می بندم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۶ - جذبه ای کو که ازین نشأه به پرواز آیم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.