هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق عمیق خود به لیلی میگوید که اشکهایش نام او را برجا میگذارد. او از بیطاقتی و رنج خود سخن میگوید که حتی خاشاکهایش نیز دریا را کبود کردهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۵۱ - نیست غیری در حریم دیده نمناک من
نیست غیری در حریم دیده نمناک من
نام لیلی نقش می بندد ز اشک پاک من ۱
اینقدر بی طاقتی در مشت خاری بوده است؟
روی دریا شد کبود از سیلی خاشاک من ۲
نام لیلی نقش می بندد ز اشک پاک من ۱
اینقدر بی طاقتی در مشت خاری بوده است؟
روی دریا شد کبود از سیلی خاشاک من ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - منقلب گشته است از دور فلک احوال من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.