خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات عشق و دلدادگی خود به معشوق را بیان میکند و تأکید میکند که سر و جانش تنها در راه دوست فدا میشود. او از رنج فراق شکایت دارد و آرزو میکند کسی مانند او گرفتار عشق نشود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
مبتلای دوست
باد صبا، گذر کنی ار در سرای دوست
بر گو که: دوست سر ننهد جز به پای دوست
من سر نمی نهم، مگر اندر قدوم یار
من جان نمی دهم، مگر اندر هوای دوست
کردی دل مرا ز فراق رُخت، کباب
انصافْ خود بده که بُوَد این سزای دوست؟
مجنون اسیر عشق شد؛ امّا چو من نشد
ای کاش کس چو من نشود مبتلای دوست
بر گو که: دوست سر ننهد جز به پای دوست
من سر نمی نهم، مگر اندر قدوم یار
من جان نمی دهم، مگر اندر هوای دوست
کردی دل مرا ز فراق رُخت، کباب
انصافْ خود بده که بُوَد این سزای دوست؟
مجنون اسیر عشق شد؛ امّا چو من نشد
ای کاش کس چو من نشود مبتلای دوست
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:پرتو عشق
گوهر بعدی:سبوی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.