هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه، ابراز می‌کند که حاضر است درد و غصه‌ی عشق را بپذیرد و حتی از معشوق جفا ببیند، اما هیچ‌چیز دیگری جز معشوق را نمی‌خواهد. او معشوق را قبله‌گاه خود می‌داند و تمام وجودش را فدای او می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی مانند 'صفا' و 'مروه' نیاز به دانش فرهنگی و مذهبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شرح پریشانی

درد خواهم، دوا نمی‏خواهم
غصّه خواهم، نوا نمی‏خواهم

عاشقم، عاشقم، مریض توام
زین مرض، من شفا نمی‏خواهم

من جفایت به جان خریدارم
از تو ترک جفا، نمی‏خواهم

از تو جانا، جفا وفا باشد
پس دگر، من وفا نمی‏خواهم

تو صفای منی و مروه من
مروه را با صفا نمی‏خواهم

صوفی از وصل دوست، بی‏خبر است
صوفی بی صفا، نمی‏خواهم

تو دعای منی، تو ذکر منی
ذکر و فکر و دعا نمی‏خواهم

هر طرف رو کنم، تویی قبله
قبله، قبله نما نمی‏خواهم

هر که را بنگری، فدایی تو است
من فدایم، فدا نمی‏خواهم

همه آفاق، روشن از رُخ تو است
ظاهری، جای پا نمی‏خواهم
۷۹۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:خلوتگه عشاق
گوهر بعدی:همّت پیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.