هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه فراوان خود سخن میگوید، از فراق و دوری معشوق شکایت دارد و از بیقراری و بیتابی خود مینالد. او احساس میکند که بختش واژگون شده و در دریایی از غم و اندوه غرق شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق مانند غم، فراق و بیقراری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰۱ - غم از حد برونی دارم امروز
غم از حد برونی دارم امروز
دل لبریز خونی دارم امروز
فراق آمد زمان وصل سرشد
چه بخت واژگونی دارم امروز
قدی همچون الف ز آغوش جان رفت
ز غم قد چو نونی دارم امروز
چونی هر استخوانم درنوائی است
چه ساز ارغنونی دارم امروز
ز ناخن تیشهام در سینهٔ کوه
بپیشم بیستونی دارم امروز
ز تحریک مه محمل نشینم
نه صبری نی سکونی دارم امروز
بسر اسرار از سودای زلفش
زده شور و جنونی دارم امروز
دل لبریز خونی دارم امروز
فراق آمد زمان وصل سرشد
چه بخت واژگونی دارم امروز
قدی همچون الف ز آغوش جان رفت
ز غم قد چو نونی دارم امروز
چونی هر استخوانم درنوائی است
چه ساز ارغنونی دارم امروز
ز ناخن تیشهام در سینهٔ کوه
بپیشم بیستونی دارم امروز
ز تحریک مه محمل نشینم
نه صبری نی سکونی دارم امروز
بسر اسرار از سودای زلفش
زده شور و جنونی دارم امروز
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰ - ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲ - در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.