هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام وجودش را به او اختصاص داده است. او از هر چیزی جز معشوق خود بینیاز است و حتی جانش را نیز فدای این عشق میکند. شاعر به تقدیر و قضای الهی نیز اشاره میکند و میگوید که اگر مرگش در راه عشق معشوق مقدر شده باشد، آن را با آغوش باز میپذیرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و فرهنگی برای درک کامل دارند.
شماره ۷۹ - شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
من و چو کوه شبی، با سحر چه کار مرا ۱
من آستان تو بوسم، حدیث لب نکنم
چو من به خاک خوشم، با شکر چه کار مرا ۲
نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک ره
ز دور سنگ خورم، با گهر چه کار مرا ۳
پدر بزاد مرا بهر آن که تو کشیم
وگرنه با چو تو زیبا پسر، چه کار مرا ۴
اگر قضاست که میرم به عشق تو، آری
به کارهای قضا و قدر چه کار مرا ۵
به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند
من و غم تو، به کار دگر چه کار مرا ۶
طلاق داده دل و عقل و هوش را، خسرو
به گشت کوی تو با این حشر چه کار مرا ۷
من و چو کوه شبی، با سحر چه کار مرا ۱
من آستان تو بوسم، حدیث لب نکنم
چو من به خاک خوشم، با شکر چه کار مرا ۲
نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک ره
ز دور سنگ خورم، با گهر چه کار مرا ۳
پدر بزاد مرا بهر آن که تو کشیم
وگرنه با چو تو زیبا پسر، چه کار مرا ۴
اگر قضاست که میرم به عشق تو، آری
به کارهای قضا و قدر چه کار مرا ۵
به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند
من و غم تو، به کار دگر چه کار مرا ۶
طلاق داده دل و عقل و هوش را، خسرو
به گشت کوی تو با این حشر چه کار مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - رسید باد صبا تازه کرد جان مرا
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - عشق از پی جان گرفت ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.